تبليغاتX
مهر لبخند

مهر لبخند

من و تو ما می شویم تا به تمام مشکلات و غم ها لبخند بزنیم

سلام

این تست رو هم امتحان کنین

http://www.iqtest.dk

به صورت آفلاین هم میشه تست کرد.

 

نوشته شده در جمعه 1388/10/11ساعت 23:51 توسط مرضیه| |
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد.

البته بش نگین تست هوش بیشتر به سر کاری نزدیکه ولی خوب جالبه


1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش
7تا و بیشتر دانش اموز دبستان
6 تا دانش اموز دبیرستان
5 تا دانشجو
2-3 استاد دانشگاه
1 مدیران ارشد

زیاد نگران نباشیییید


پاسخ تست ها
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند!!!
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1 و 30 و بعدی را در ساعت 2 می خورید) !
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است!!!
4- حاصل 70 است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است)!
5- او 9 گوسفند خواهد داشت!
6- کبریت!!!
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب شمال باشد !
8- همان2 سیب!
9- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)!!!
10- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)!

نوشته شده در جمعه 1388/10/11ساعت 22:54 توسط مرضیه| |
خدایا دلم برات تنگ شده

حس غریبیه

 که می دونم داری باهام حرف می زنی داری راهو بهم نشون می دیدی

داری صدام می کنی

و من...

چشمامو بستم و باز ازت خواهش می کنم  و ...

حس تلخیه بفهمی که نمی فهمی

حس تلخیه بدونی دلتنگی ولی بشینی و منتظر باشی

خدایا دلم برات تنگه خیلیییییییییییییییییییم تنگه

پس چرا بیدار نمی شم چرا صداتو نمی شنوم چرا چشمامو بستم چرا دستامو رو هم گذاشتم

 چرا چرا چرا

به فریادم برس دلتنگیت داره دیوونم می کنه دستمو بگیر مهربونم

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1388/09/22ساعت 23:9 توسط مرضیه| |
سلام

مطلبی  که امروز میذارم بیشتر مربوط میشه به دوستانی که شاغل هستند هر شغلی که داشته باشیم  کم و بیش با موارد زیر سرو کار داریم البته به جای واژه مشتری و فروشنده می تونین سمت خودتون رو بذارین

امیدوارم به دردتون بخوره

با آرزوی موفقیت برای همه عزیزان

منبع : اسم سایت رو یادم نیست  

چطور می توانید فروشنده ی بهتری شوید؟

 در اینجا به نکات و مواردی اشاره کرده ایم که به کمک آنها راه و روش فروشندگی را یاد خواهید گرفت. با استفاده از این نکات، اساتید دانشگاه و سیاستمداران خواهند فهمید که چطور عقاید و افکار خود را برای مخاطبینشان بیان کنند.

1.  به خود اطمینان داشته باشید

فروشنده ی هر چیزی که باشید، افکار و عقایدتان هر چه که باشد، با اعتماد و اطمینان به نفس کامل وارد جلسه بحث شوید. مطمئن باشید که ایده های شما کمک کننده خواهند بود. البته همیشه به خاطر داشته باشید که به خاطر وقت و توجه مخاطبان از آنها تشکر کنید. بهترین فروشندگان آنهایی هستند که پس از اولین خرید، مشتریان باز به سراغشان بروند. نه آنهایی که مثل برق و باد وارد شده، قراردادهای بزرگ می بندند و بعد ناپدید می شوند. گروه اول از فروشندگان هستند که برای کار خود ارزش و احترام قائلند.

2.  مردم شناس باشید

شناختن مشتریانتان اصلی ترین رکن در فروشندگی است. همه ی تلاشتان را بکنید تا مشتریانتان را، چه از نظر شخصی و چه کاری بفهمید و درک کنید. هر از چند گاهی با آنها تماس گرفته و احوالشان را جویا شوید. گه گاه با آنها بحث های کوچکی خارج از مسائل کاری داشته باشید. ولی حتی در این بحث ها نیز همیشه به دنبال فرصت های مناسب باشد.

3.  صادق باشید

حقیقت همیشه بهترین چیز است، به همین دلیل سعی کنید از همان ابتدا با مشتریانتان صادق و روراست باشید. خارج از مسائل مادی، اطمینان داشته باشید تازمانی که مشتری از صحت و شایستگی قرارداد مطمئن نباشد، اطمینانی که شما به آنها می دهید هیچ ارزشی نخواهد داشت. اگر همیشه با مشتریان صادق و روراست باشید، همیشه به یاد آنها خواهید ماند و در زمان احتیاج به سراغتان می آیند.

4.  فرصت های خوب را بشناسید

هر روز که به سر کار می روید، چشم و گوشتان را باز نگاه داشته و هوشیار باشید. فرصت های خوب همیشه وجود دارند، اما فقط باید شما آنها را تشخیص دهید. فقط زمانی فرصت های کوچک و پیش پا افتاده را نادیده بگیرید، که مطمئن باشید فرصت بزرگتری در دست دارید.

5.  معاملات کوچک را دست کم نگیرید

یک فروشنده خوب، برای معاملات کوچک نیز به اندازه ی قراردادهای بزرگ ارزش قائل است. از این گذشته، اگر می خواهید پیشرفت کنید، باید از معاملات کوچک شروع کنید. پس عجله نکنید. همین معاملات کوچک باعث رشد و پیشرفت شما می شوند.

6.  معقول باشید

به یاد داشته باشید که نباید برای هر معامله، یک میزان خرج کنید. حسن نیت شما نباید متزلزل شود، اما سرمایه تان چرا. اگر معامله ی بزرگی به اندازه ی 20 تا 100 معامله ی کوچک عایدی دارد، مسلماً باید روی اولی متمرکز شوید.

7.  از شکست متنفر باشید

به کسی فرصت ندهید. اجازه ندهید که مشتری بر شما غالب شود. باید پرتکاپو و سلطه جو برخورد کنید تا تصور کنند اگر با شما کار نکنند دچار اشتباه شده اند. البته حرفهایتان فقط نباید در مرحله ی ادعا باقی بماند، باید همه ی تلاشتان را در راضی کردن آنها به کار گیرید. گرچه معاملات خوب همیشه آنهایی است که از دستشان می دهیم.

8.  از فروش منصرف شوید

اگر می بینید که مشتری نمی خواهد به اندازه ی ارزش کار، پول بپردازد، شما قیمتتان را پایین نیاورید و به هیچ وجه کوتاه نیایید. صرف نظر کنید. همیشه این شانس وجود دارد که دوباره سراغتان بیایند.

9.  بدانید که به آنها کمک می کنید

درست است که نباید همیشه به روی خود بیاورید، ولی مطمئن باشید که آنها بیش از آن مقدار که شما به آنها نیاز دارید، به شما نیاز دارند. خلاقیت رکن اساسی فروشندگی است. اگر خلاق هستید، پنهانش نکیند. آن را به همه نشان دهید و سودش را ببرید.

10.  کارتان را تفریح درنظر بگیرید

بدون در نظر گرفتن قرارداد، پول، جلسه و میتینگ، سعی کنید تا می توانید از کارتان لذت ببرید. آن را مثل یک ورزش فرض کنید و خود را یکی از بهترین ورزشکاران بدانید. فقط در اینصورت است که مشتریان هم به سراغتان می آیند و می خواهند آنها را هم بازی دهید.

11.  کاری که شروع کرده اید را به اتمام برسانید

چه به دنبال کار، چه به دنبال بستن قرارداد، و چه به دنبال همسر دلخواهتان باشید، کاری که شروع کرده اید را تمام و کمال انجام داده و به اتمام برسانید.  


ارزش شما بی حساب است

در آخر باید بگویم که در زندگی واقعی، اگر می خواهید به عنوان فردی شناخته شوید که فرصت ها را می شناسد و آنها را از دست نمی دهد، فقط کافی است که به خود اطمینان داشته باشید. ارزش شما زیاد است و مطمئن باشید که با تلاش به آنچه می خواهید دست می یابید. پول روی درخت سبز نمی شود، پس موقعیت شناس باشید. با رعایت 11 موردی که در بالا مطرح کردیم، همیشه موفق خواهید بود که مشتریانتان را از خود راضی نگاه دارید .

نوشته شده در یکشنبه 1388/08/17ساعت 21:26 توسط مرضیه| |

لیوان آب را زمین بگذار

استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم.

استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتداستاد پرسید خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟

شاگرد دیگری جسارتا“ گفت : دست تان بی حس می شود.عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟

شاگردان جواب دادند : نه. پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟ درعوض من چه باید بکنم ؟

شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد خواهند آمد اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود . فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند.

هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید.

دوست من ، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری زندگی همین است.

با تشکر از دوست عزیز مریم افشار

گفتنش آسونه !!! عمل کردن بهش هم همینه؟؟؟

خدایا به هممون قدرت تحمل مشکلات رو بده

و یا به تعبیر دیگه یه ایمان قوی واسه تحمل

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/08/11ساعت 23:27 توسط مرضیه| |
خانه دوست کجاست؟" در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد. رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن‌ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: "نرسیده به درخت، کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است می‌روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می‌آرد، پس به سمت گل تنهایی می‌پیچی، دو قدم مانده به گل، پای فواره جاوید اساطیر زمین می‌مانی و تو را ترسی شفاف فرا می‌گیرد. در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی: کودکی می‌بینی رفت
نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 22:54 توسط مرضیه| |

خیلی فرق هست بین آدمای این دورو زمون

از زمین تا آسمون

 

خیلی درد هست تو دلای مردمون

قد صد تا کهکشون

 

توی دنیای دورویی

سخته حرف ها رو بخونی

 

سخته با مردم رنگی

مهربون بازم بمونی

 

سخته تو ظاهر مردم

خوبی و بدی نخونی

 

سخته غم ها رو بدونی

توی غم خودت بمونی

 

توی دنیای دو رنگی

کی رو محرمت بدونی

 

صادقی و ساده لوحی هر دو مفهوما یکین؟

توی این دنیا که گفتم ساده لوحی معنی میدن

 

 آخر قصه این دنیا کجاست؟

سرنوشت آدما دست خداست

 

 خوش به حال آن کسی  که  میان خوب هاست

خوش به حال بنده ایی که دلش پیش خداست

 

من دیوانه به یادت چه کنم

من عاشق با گناهم چه کنم


ای دل از دست تو نالم  به خدا خسته شدم

ای دل از دست تو گویم تو جفا کردی به دینم

 

من مغرور چه گویم  به چه کس حرف تو گویم

من مرضیه چه کردم به خدااااااا ظلمی نکردم

 

نوشته شده در شنبه 1388/07/18ساعت 16:17 توسط مرضیه| |

سلام

خیلی وقت بود نیومدم حالا که اومدم یه ذره حسم به دنیا غریبه  

امشبم تو نت یه مطلب جالب خوندم که ترجیح دادم شروع دوباره نوشتنم رو با این مطلب و مطالب مشابه شروع کنم

کلی هم شعر دارم که در فرصت های بعدی همشون رو می ذارم

فقط ...

دوستان مهربونم که خیای دوستتون دارم

یه خواهشی دارم ...

اگه سر نماز با تمام وجود خدا رو حس کردین اگه دلتون لرزید  و اگه اگه اگه

مرضیه رو از یاد نبرین واسم دعا کنید

مرسیییییییییییییییییییییییییییییی

برای همتون بهترین ها رو آرزو می کنم

اما مطلب امروز

با بی حوصلگی نخونین

واقعا اگه یکی بتون بگه  چرا نماز می خونین یا چرا نمی خونین یه جواب واقعی بدین نه این که

چون خدا گفته

 و یا  نمی دونم چرا باید نماز بخونم  ؟ 

این مطالب رو از چند تا سایت و کتاب در اوردم

منبع خاصی تو ذهنم نیست ........

 چرا نماز بخوانیم ؟


براستی چرا باید نماز بخواینم؟ این ایستادن و خم شدن، این نشستن و برخاستن و این به خاک افتادن چه مفهومی دارد؟

چرا باید این کلمات یا آیات را به این صورت خواند، چه معنایی دارند؟


عده ای به حکم تربیت اسلامی و یا عادت به آداب وسنن مسلمانی ، با کمال شوق یا کم رغبتی و یا بی رغبتی و حتی کسالت، نماز را می خوانند بدون آن که درک درستی از نماز داشته باشند، اگر کسی از آنان بپرسد چرا نماز می خوانید، شاید نتوانند پاسخ مناسبی ارائه کنند.

 آدمی زاده در معرض غفلت

انسان به حکم آفرینش ویژه ای که دارد، سخت در معرض غفلت است . غفلت از خدا، پاکی و فضیلت. باید دائم یک نظم معنوی، مراقب رفتار او باشد تااز راه خدا و پاکی منحرف نشود. اما چون این کار همیشه ممکن نیست، او را در شبانه روز، پنج، یاالاقل سه نوبت به سوی خدا فرا می خوانند.چرا در معرض غفلت ؟ دقت کنید؛ هر یک از ما در زندگی روزانه خود سرگرم کار کار و هدف خویش هستیم و این سرگرمی به کار و تلاش، برای بشر امری طبیعی و ضروری است؛ به جسم و جان ما نشاط می دهد،

 راه های جدید زندگی را به روی مان می گشاید و ما را در راه علم، هنر، صنعت و ایجاد وسایل گوناگون بهتر زیستن به جلو می راند؛ ولی درعین حال او را چنان در خود و آرزوهایش فرو می برد که گاه برای رسیدن به آرزوها، از خود و شخصیت واقعی انسان خود بیگانه اش می کند تا جایی که چه بسا به جای خدا، او را در مقابل دیگر انسانها به کرنش و تعظیم وا می دارد؛ یا برای رسیدن به آرزوها جسم و جانش را می آلاید.

نماز، سرود پاکی و فضیلت

 کمتر کسی است که هنگام کار روزانه ، دستش، صورتش، لباسش، و گاهی همه پیکرش به نظافت مجدد نیازمند نشود.

دانش آموز و دانشجویی که درس می خواند، کشاورزی که مشغول کشاورزی است، کارگر یا مهندسی که در کارگاه کار

می کند، پرستار یا پزشکی که با بیماران سروکار دارد، بانوی خانه داری که امور خانه راسامان می بخشد، پیشه ور یا بازرگانی که به دادو ستد مشغول است و... همه باید روزی یک یا چند بار لباس و تن خود را شست وشو دهند تا پاکیزه بمانند.

روح ما نیز در میدان زندگی روزانه به همین اندازه یا بیشتر در معرض آلودگی است، آلودگی به هوسهای شیطانی و لجام گسیخته، خودخواهی ها، چشم و هم چشمی ها، غرور ناشی از پیروزی و کامیابی، یا عقده روانی ناشی از شکست و ناکامی؛ و به دنبال آن حسد، کینه و انتقام و صدها آلودگی دیگر.

این آلودگی ها روح را تیره می کند و ما را از راه درست زندگی، راه پاکی و فضیلت و تقوا منحرف می سازد و به راه فساد می کشاند؛ از یاد خدا غافل می کند و به دام شیطان و وسوسه های شیطانی می افنکند.

شست وشوی دل و جان با نماز باید همان طور که لیاس وتن خود را می شوییم و پاکیزه می

کنیم، دل و جان خود را هم شست و شو دهیم و پاکیزه کنیم؛ خود را به خدا؛ سرچشمه پاکی و کمال، نزدیک سازیم؛

لجظاتی را به یاد او، به نیایش او و راز و نیاز با او بگذرانیم و روح آلوده را در چشمه صاف و زلال عبادت الهی شست وشو دهیم. این است نمازی که مسلمان روزی چند بار می خواند . از پیامبر اسلام صلی علیه و آله نقل شده که در گفت و گویی کوتاه با یاران خود چنین فرمود: اگر در برابر خانه یکی از شما جوی آبی روان باشد و هر روز در آن پنج بار شست وشو کند، آیا به تن او هیچ آلودگی می ماند؟

- نه، این شست و شو هیچ آلودگی به تن او نمی گذارد.

-نمازهای پنجگانه هم همین اثر را دارد. با پنج نماز در شبانه روز، خدا لغزش ها را از آدمی می زداید و او را پاکیزه می کند.

مسلمان، بامداد که سر از خواب بر می دارد، نماز می گزارد تا برنامه روزانه را با پاکی و حسن نیت و توجه به خدا شروع کند. ظهر که برای ناهار موقتاً دست از کار می کشد

بازنماز می گزارد، تا هم چنان که به جسم خود ا ز راه غذا، نیرو ونشاط تازه می بخشد، به روح و جانش نیز از راه نماز نیرو ونشاط معنوی تازه می دهد. و عصر، پیش از آن که بخش دوم کار روزانه خود را آغاز می کند، باز نماز می خواند تا با یاد خدا به کار خود بپردازد.

 پس از غروب آفتاب که غالباً با پایان کار روزانه و صرف شام همراه است، بار نماز می گزارد و غذا دادن به جسم را با غذا دادن به روح همراه می کند.

شامگاه که برای خوابیدن آماده می شود، باز در برابر خدای خود می ایست و نماز می گزارد. برنامه روزانه را که با نماز و یاد خدا شروع کرده بود با نماز و یاد خدا نیز

 پایان می دهد وبا دلی پاک و جانی آرام گرفته و به خواب می رود:

 (وَِ أقِمِ الصلوه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذاکرین)

در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را بپا دار؛ چرا که حسنات و نیکی ها بدی ها را از بین می برد. این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند.

در ادامه به آثار نماز می پردازیم....


 آثار نماز

برای نماز آثار و فواید بسیاری نقل شده که به برخی از آنها اشاره می شود.

نماز دوری از زشتی ها

نماز، سرودی است که همه مسلمانان باید روزی پنج بار بخوانندتا از آلودگی به شرک، از خودباختگی ومرعوب شدن دربرابر قدرت های خودکامه، از ناسازگاری با دیگران و از

تمام مفاسد روحی مصون بمانند. همانند سرودی که سربازان هنگام صبح و شام می خوانند تا روح سلحشوری در آنان زنده بماند، یا امدادگران سازمان های خیریه می خوانند

 تا روح نیکوکاری در آنان تقویت شود.

قرآن درباره تأثیر عمیق نماز چنین می گوید:

( اتل ما أوحی الیک من الکتاب و اقم الصلوه این الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر)( عنکبوت /24)

آنچه از کتاب به سوی تو وحی شده است بخوان، و نماز را بر پا دارد، که نماز از کار زشت و پلید باز می دارد.

2_ نماز ، عامل پاکیزگی و زیبایی

_ چگونه برای نماز آماده شویم؟

_ شست و شویی کن و آنگه به نیایش برخیز.

_ چرا؟

 _ چون خدا پاکیزگان را دوست دارد. و وضو یعنی  نظافت، شست وشو و پاکیزگی. کجا را پاکیزه کنم؟

 قسمت هایی از بدن را که معمولاً بیرون است و در معرض کثیف شدن است :

صورت؛ دستها تا آرنج، قسمتی از جلو سر و روی پا.

همه را نمیز می کنم آنگاه رو به سوی خدا می کنم.

_ اگر کسی پیش از وضو حمام رفته و خود را کاملاً تمیز

کرده باشد، باز هم باید وضو بگیرد؟

_ بله.

_ چرا؟

 _ چون در این پاکیزه کردن به نام وضو یک نکته دیگر نیز وجود دارد: پاکیزده کردن برای خدا. یعنی انسان هنگام وضو باید برای خدا وضو بگیرد و خود را پاکیزه کند.در این حال است که انسان یک قدم به سمت پاکیزده شدن روح نیز بر می دارد.

بنابراین انسانی که روزی پنج بار ( یا لااقل سه بار در مقابل خدا قرار می گیرد و نماز می خواند، باید پنج بار یا سه بار قسمت های ظاهری بدن را که در معرض دیدن و کثیف شدن است بشوید و آنگاه در مقابل پروردگار بایستد. به قول حافظ:

شست وشویی کن و آنگه به خرابات خرام   تا نگردد ز تو این دیر خراب، آلوده

نماز، درمان روح و روان

نماز به آدمی نشاط معنوی خاصی می دهد و از پژمردگی وافسردگی روح و روان جلوگیری می کند. امروزه بسیاری از روانشاناسان در یافته اند که دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین ، نگرانی ، تشویش، یأس و ترس را – که سبب بسیاری از بیماریهاست – برطرف می سازد.

دکتر توماس هاسیلوپ می گوید: مهم ترین عامل خواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و مهارتم را مسایل روانی به آن پی بردم، همین نماز است. من به عنوان یک پزشک می گویم:

 مهم ترین وسیله آرامش در روان و اعصاب انسان که من تاکنون شناخته ام، نماز است.

خداوند می فرماید: مؤمنان کسانی هستند که دلهایشان

به یاد خدا آرام است و در ادامه اعلام می نماید:

 ( الابذکر الله تطمئن القلوب )

آگاه باشید،تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد.

«آرام سازی » یکی از وسایل برخی از روان درمانگران جدید است و خواندن نماز آن هم در پنج وقت بهترین برنامه برای تمرین آرام سازی و خستگی ناشی از فعالیت های روزانه است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هنگام فرا رسیدن اوقات نماز می فرمود:

 بلال؛ ما را با نماز راحت کن و به آرامش وادار.

نماز، پناهگاه انسان در تنگناها

انسان مسلمان، هنگامی که خود را برای نماز آماده می کند و با حضور قلب و توجه، تکبیر اول نماز را می گوید:

 الله اکبر.

خود را در مقابل خدایی می بیند که بزرگتر از هر چیزی است . او آفریدگار تمام هستی است، همه موجودات تحت فرمان او و زیر نظر اویند. او پروردگار جهانیان است.

هنگامی که در نماز، انسان با آفریدگار خود پیوند قلبی پیدا می کند، خود را در قلعه مستحکم قدرت الهی می بیند.

 از این رو گفته اند: نماز تکیه گاه انسان در سختی هاست، پناهگاه او درتنگناهای زندگی است. به همین جهت است که خدای مهربان،ما را دعوت نموده است که در تنگناها،ناخوشی ها ومشکلات طاقت فرسا از نماز استعانت بجوییم:

( و استعیونو بالصبر و الصلوه ) (بقره /45).

در راه زندگی از شکیبایی و نماز یاری جویید.امام صادق علیه السلام می فرماید: شیوه امام علی علیه السلام این بود: هنگامی که کار توان فرسایی به او رو می آورد به نماز می ایستاد؛ آن گاه این آیه را تلاوت می فرمود: ( و استعینوا باصبر و الصلوه ).

و پیامبر علیه السلام هنگام روبرو شدن با تنگناهای سخت، به نماز پناه می برد.

نماز، برگ ریزان گناه

 سلمان فارسی می گوید: با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله زیر درختی نشسته بودیم.ایشان برخاست و شاخه ای از درخت بر کند و آن را اندازه تکان داد که تمام برگهایش فرو ریخت. سپس فرمود: سلمان ، هیچ نمی پرسی چرا چنین می کنم؟

گفتم : چرا چنین می کنید؟

 فرمود: هنگامی که مسلمانی وضو می گیرد و نمازهای پنجگانه را به جا می آورد، گناهان و لغزش هایش مانند این برگها فرو می ریزد. آن گاه این آیه قرآن را تلاوت فرمود.

در دو طرف روز و اوایل شب، نماز را به پادار؛ چرا که نیکی ها بدی ها را از بین می برد. این تذکری است برای کسانی که اهل تذکرند.

امیر مؤمنان امام علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه، نماز را برگ ریزان گناه می داند و می فرماید: نماز گناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد

چرا نماز می خوانیم ؟ 

 همانطور كه در قرآن هم آمده نماز نوعی تشكر از خداست. خدا نعمتهای زیادی به ما داده، كه دادن نعمتها از طرف اوست و نگه داشتن این نعمتها از طرف ماست. همانطور كه خدا به پیامبر نعمت وجود حضرت زهرا (س) را داد و به شكرانه ی آن نعمت به پیامبر فرمود؛ فَصَلِّ لِربّكَ وانحَر ← نماز بخوان و قربانی كن.

شكر نعمت، نعمتت افزون كند                        كفر نعمت، از كفت بیرون كند

چرا اینقدر تكراری ؟

اولاً نماز تكرار نیست بلكه شاید در ظاهر تكرار باشد؛ ولی در باطن هر نمازی مانند یك پله از نردبان است كه باهر وعده، پله ای به خدا نزدیك تر می شویم پس پله اول وآخر نردبان خیلی با هم متفاوتند؛ ثانیاً هر تكراری بیهوده نیست، تكراری ترین عمل آدمی در طول حیات خوردن و آشامیدن است كه هیچ انسان عاقلی آن را زائد نمی داند بلكه آن را برای حفظ سلامت وتندرستی لازم و واجب می داند؛ و نماز ورزش و تغذیه ی روح می باشد كه برای پرورش روح و سوخت وساز مواد زائد و رذائل اخلاقی لازم و واجب است.

چرا اول وقت ؟

 پیامبر سه چیز را در مورد كسی كه نماز را اول وقت می خواند تضمین كردند:1- جدایی او از غم واندوه.2- راحت بودن او به هنگام مرگ.

3- رهایی از آتش جهنم. بعلاوه وقت شناسی مهمترین عامل پیشرفت بوده و علاوه بر فواید معنوی باعث انضباط های جسمی وروحی می شود و به ما می آموزد هر كاری هر چند دارای وقت زیادی است ولی بهتر است در اولین فرصت انجام شود.

نوشته شده در جمعه 1388/07/17ساعت 18:1 توسط مرضیه| |
سلام

طاعاتتون قبول

التماس دعا

نوشته شده در جمعه 1388/06/06ساعت 15:47 توسط مرضیه| |
سلام

فرارسیدن  ماه مبارک رمضان رو به همه دوستان خوبم تبریک می گم

چه قدر زود یک سال گذشت

شروع این ماه  حس قشنگی رو به ادم میده

خدایا  توفیق رسیدن به خیلی چیزا رو تو این ماه بهمون بده

التماس دعا

نوشته شده در جمعه 1388/05/30ساعت 20:47 توسط مرضیه| |